الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

224

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

يافته ترند « ( نساء - 51 ) . بديهى است اين تعجبها و انكارها كه علاوه بر حسد و حب دنيا سرچشمه ديگرى يعنى اشتباه در « تشخيص ارزشها » داشت هرگز نمىتوانست معيار منطقى براى قضاوت باشد ، مگر شخصيت انسان در اسم و آوازه پول و مقام و سن و سال او است ؟ مگر رحمت الهى بر اين معيارها تقسيم مىشود ؟ لذا در دنباله آيه مىفرمايد درد آنها چيز ديگرى است ، « آنها در حقيقت در اصل وحى و ذكر من شك و ترديد دارند » ( * ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي ) * ) . ايراد به شخص محمد ص بهانه اى بيش نيست و اين شك و ترديد آنها در مساله نه بخاطر وجود ابهام در قرآن مجيد است ، بلكه سرچشمه آن هوى و هوسها و حب دنيا و حسادتها است . و سرانجام آنها را با اين جمله تهديد مىكند : « آنها هنوز عذاب الهى را نچشيده‌اند كه اين گونه جسورانه در برابر فرستاده خدا ايستاده‌اند ، و با اين سخنان واهى به جنگ در برابر وحى الهى برخاسته‌اند » ( * ( بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ ) * ) آرى هميشه گروهى وجود دارند كه گوششان بدهكار منطق و حرف حساب نيست ، و چيزى جز تازيانه‌هاى عذاب آنان را از مركب غرورشان پياده نمىكند ، بايد مجازات شوند كه درمانشان تنها عذاب الهى است . سپس در پاسخ آنها مىافزايد : « راستى مگر خزائن رحمت پروردگار قادر و بخشنده تو نزد آنها است » تا هر كه را ميل دارند فرمان نبوت بدهند ، و هر كس را مايل نيستند محروم سازند ؟ ( * ( أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ) * ) . خداوند به مقتضاى اينكه « رب » است ( و پروردگار مالك و مربى عالم هستى و جهان انسانيت است ) كسى را براى رسالتش برمىگزيند كه بتواند مردم را در مسير تكامل و تربيت رهبرى كند ، و به مقتضاى « عزيز » بودنش ، مغلوب